شمس الدين حافظ
65
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )
[ شرح ] غزل 20 بيت 1 : روزه يكسو شد : ماه رمضان تمام شد . عيد آمد : عيد فطر رسيد . دلها برخاست : دلها به هيجان آمد . ماه رمضان به پايان رسيد و عيد فطر آمد و دلها به جوش و خروش و شوق آمدند ، شراب در خم پرورده و آماده شده است و اكنون هنگام نوشيدن آن است . ( خواست و خاست « جناس » ) بيت 2 : گران جان : لجباز و وقيح رندان : قلندران نوبت زاهدنمايانى كه در ايام رمضان از شرابخورى توبه كرده بودند ، به پايان رسيد . اكنون هنگام شادى قلندران ميخانهنشين است . بيت 3 : اين چه عيب است بدين بىخردى : اين چه انتقاد نابجايى است . براى چه بر بادهنوشى قلندران وارسته و بىريا خرده مىگيرند ؟ اين چه انتقاد نامعقولى است ؟ ! بادهنوشى بىريا و تزوير بسى بهتر از زهد آلوده به رياست . بيت 4 : روى و ريا : رياكارى حريفان نفاق : دوستان منافق و دورو بيت 5 : ما نه رندان . . . : خداوند كه عالم سرّ و خفيات است ، آگاه است كه ما رندان ، نه اهل ريا و تزويريم و نه منافق و دورو . بيت 6 : فرض ايزد بگذاريم : عبادات خدا را مانند نماز و روزه و غيره همه را به جا مىآوريم و آزارمان نيز به كسى نمىرسد . بيت 7 : خون رزان : آبانگور ، شراب بادهنوشى ما چه زيانى به مردم مىرساند ؟ ما خون انگور مىخوريم ، نه خون مردم را . ما خون رزان خوريم و تو خون كسان * انصاف بده كدام خون خوارتريم « خيام » بيت 8 : اين چه عيب است . . . : آيا اين مختصر بادهنوشى ما زيانى به كسى مىرساند . نه ، آن را نمىتوان عيب و خطا ناميد . اگر هم آن را عيبى بدانيم ، تمام مردم به نوعى داراى نقصاند . آدم بىعيب و خطا پيدا نمىشود .